بطریقلغتنامه دهخدابطریق . [ ب ِ ] (معرب ، اِ) بطریقوس . مجتهد ترسایان باشد. (برهان ) (آنندراج ).زاهد ترسایان . (شرفنامه ٔ منیری ) (غیاث ). رئیس مذهب نصاری . (ناظم الاطباء). رئیس
بطریقلغتنامه دهخدابطریق . [ ب ِ ] (اِخ ) ابویحیی . رجوع به ابویحیی بطریق و تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی شود.
بطریقلغتنامه دهخدابطریق . [ ب ِ ] (اِخ ) نام زاهدی و صومعه نشینی از ترسایان . (از برهان ) (آنندراج ).
بطریقلغتنامه دهخدابطریق . [ ب ِ ](اِخ ) پزشک و گیاه شناس که ابن بیطار در مفردات مکرر از او روایت میکند، از آنجمله ذیل کلمه ٔ «الاطینی » و کلمه ٔ «سندریطس » (سیدریطس ). و رجوع به
بطریقانلغتنامه دهخدابطریقان . [ ب ِ ] (ع اِ) بصیغه ٔ تثنیه . دو شراک در پشت قدم . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (منتهی الارب ). دو تسمه است که رویه ٔ کفش صندل (چاروق ) را بزیره ٔ آن
بطریقوسلغتنامه دهخدابطریقوس . [ ب ِ ] (معرب ، اِ) بطریق بمعنی زاهد ترسایان : کنم در پیش بطریقوس اعظم ز روح القدس ابن و اب مجا را. خاقانی .رجوع به بطریق شود.
قیاس بطریق اولیلغتنامه دهخداقیاس بطریق اولی . [ س ِ ب ِ طَ ق ِ اَ / اُو لا ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فقه ) رجوع به قیاس اولویت شود.
بطریقوسلغتنامه دهخدابطریقوس . [ ب ِ ] (معرب ، اِ) بطریق بمعنی زاهد ترسایان : کنم در پیش بطریقوس اعظم ز روح القدس ابن و اب مجا را. خاقانی .رجوع به بطریق شود.
بطریقانلغتنامه دهخدابطریقان . [ ب ِ ] (ع اِ) بصیغه ٔ تثنیه . دو شراک در پشت قدم . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (منتهی الارب ). دو تسمه است که رویه ٔ کفش صندل (چاروق ) را بزیره ٔ آن
قیاس بطریق اولیلغتنامه دهخداقیاس بطریق اولی . [ س ِ ب ِ طَ ق ِ اَ / اُو لا ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فقه ) رجوع به قیاس اولویت شود.
ابن بطریقلغتنامه دهخداابن بطریق . [ اِ ن ُ ب ِ ] (اِخ ) ابوالحسن یا ابوالحسین بن حسن بن حسین بن علی بن محمدبن یحیی بطریق الحلی . محدث و عالم شیعی بمائه ٔ ششم هجری . او راست : کتاب خص