بشقابلغتنامه دهخدابشقاب . [ ب ُ ] (ترکی ، اِ) پشقاب . (از غیاث ) (آنندراج ). ظرف غذاخوری پهن و گرد و کم عمق مانند دوری و رکابی که سکر و سکرچه نیز گویند. (ناظم الاطباء). ظرف پخ که
پیشدستی 2side plateواژههای مصوب فرهنگستانبشقاب کوچکی که در کنار بشقاب اصلی و کارد و چنگال برای گذاشتن نان قرار میدهند
نعلبکیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهظرفی شبیه بشقاب کوچک از جنس بلور یا چینی که زیر استکان یا فنجان میگذارند.