بشریتلغتنامه دهخدابشریت . [ ب َ ش َ ری ی َ ] (اِ) (مص جعلی ، اِ مص ) انسانیت . (ناظم الاطباء). مردمی : کمترین درجه اندر صحو رؤیت بازماندگی بشریت بود. (کشف المحجوب ص 233).گفتم :
بشریتفرهنگ انتشارات معین(بَ شَ یَّ) [ ع . ] ( اِ.) 1 - وضع یا کیفیت بشر بودن . 2 - نوع انسان ، مجموعة انسان ها. 3 - منش یا رفتار انسانی ، انسانیت .
جنایت علیه بشریتcrime against humanityواژههای مصوب فرهنگستانجنایت سهمناکی که دربرگیرندۀ رشتهاعمال نظاممندی است و غالباً با پنهانکاری مقامات رسمی صورت میگیرد و وجدان جامعۀ بشری را متأثر میکند
بشریةلغتنامه دهخدابشریة. [ ب َ ش َ ری ی َ ] (اِخ ) یکی از هفت فرقه ٔ معتزله باشند. (بیان الادیان ). فرقه ای از معتزله ، اصحاب بشربن المعتمر. (مفاتیح ). گروهی از معتزله و اتباع بش