بسهلغتنامه دهخدابسه . [ ب َ س َ ] (اِ) بسک . گیاهی است . که آن را اکلیل الملک خوانند. (برهان ) (آنندراج ) (مؤید الفضلاء). همان بس است . (شرفنامه ٔمنیری ). اکلیل الملک . (ناظم
بسةلغتنامه دهخدابسة. [ ب َ / ب ِ س س َ ] (ع اِ) یکی بس ّ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به بس ّ شود.
بسةلغتنامه دهخدابسة. [ ب َ / ب ِ س س َ ] (ع اِ) یکی بس ّ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به بس ّ شود.
بسحاقیلغتنامه دهخدابسحاقی . [ب ُ ] (ص نسبی ، اِ) قسمی فیروزه . دمشقی می نویسد: فیروزه ... بردو گونه است : بسحاقی و آن گونه نیکوتر است و گونه ٔ بهتر بسحاقی کبودصافی رنگ و تابنده و