435 مدخل
فطر
بسرعت . [ ب ِ س ُ ع َ ] (ق مرکب ) بشتاب . || بزودی . رجوع به سرعت شود.
بسرعة , وجبة خفيفة
glance
اسطول
ازدهار
قارچ خورده، بسرعت رویاندن، بسرعت ایجاد کردن
قارچ، بسرعت رویاندن، بسرعت ایجاد کردن
قارچ، سماروغ، بسرعت رویاندن، بسرعت ایجاد کردن
گياه قارچي , قارچ , سماروغ , بسرعت روياندن , بسرعت ايجاد کردن , قارچ سمي