بستنیفرهنگ انتشارات معین(بَ تَ) (اِمر.) مخلوطی از شیر و شکر و اسانس های مختلف میوه که در دستگاه مخصوص یخ می زند و می بندد و انواع گوناگون دارد: میوه ای ، سنتی ، چوبی ، حصیری ، کیم و غی
بستنیلغتنامه دهخدابستنی . [ ب َ ت َ ] (ص لیاقت ، اِ مرکب ) هرچیز درخور بستن . پارچه ای که بدان دسته ٔ کاغذ و کتاب و دفتر و جز آن را بهم می بندند. (ناظم الاطباء). || لنگ حمام . فو
floatدیکشنری انگلیسی به فارسیشناور، جسم شناور بر روی اب، بستنی مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، شناور بودن، شناور ساختن، روی آب ایستادن
floatsدیکشنری انگلیسی به فارسیشناور است، شناور، جسم شناور بر روی اب، بستنی مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، شناور بودن، شناور ساختن، روی آب ایستادن
طوفدیکشنری عربی به فارسیجسم شناور بر روي اب , سوهان پهن , بستني مخلوط با شربت وغيره , شناور شدن , روي اب ايستادن , سوهان زدن
ترمسلغتنامه دهخداترمس . [ ت َ / ت ُ م ُ ] (اِ) باقلای مصری و باقلای شامی را نیز گفته اند گرم و خشک است در اول و دوم . اگر قدری از آن بجوشانند و آب آنرا با عسل بخور دهند کرمهای ک
زبدةالطرطیرلغتنامه دهخدازبدةالطرطیر. [ زُ دَ تُطْ طَ ] (ع اِ مرکب ) ترترات پتاسیم اسیدی پاک بی تارتارات پتاسیم . (معجم طبی انگلیسی عربی : ترتر). بستانی آرد: مقصود کرم ترتر یعنی پتاس اس