بستنیفرهنگ انتشارات معین(بَ تَ) (اِمر.) مخلوطی از شیر و شکر و اسانس های مختلف میوه که در دستگاه مخصوص یخ می زند و می بندد و انواع گوناگون دارد: میوه ای ، سنتی ، چوبی ، حصیری ، کیم و غی
بستنیلغتنامه دهخدابستنی . [ ب َ ت َ ] (ص لیاقت ، اِ مرکب ) هرچیز درخور بستن . پارچه ای که بدان دسته ٔ کاغذ و کتاب و دفتر و جز آن را بهم می بندند. (ناظم الاطباء). || لنگ حمام . فو
بستنیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نوعی خوراک منجمد که از شیر، شکر، تخممرغ، و مواد دیگر تهیه میشود.۲. (صفت) [قدیمی] قابل بستن؛ درخور بستن.