۱. گستردنی؛ هر چیز گستردنی، مانندِ فرش، سفره، و مانندِ آن.
۲. [مجاز] سرمایه؛ دستگاه.
۳. [قدیمی] زمین وسیع.
۱. فرش، گستردنی
۲. اثاث، اثاثیه، اسباب، دستگاه، لوازم، متاع
۳. ادیم، خوان، سفره
۴. عرصه، میدان
۵. مجلس، محفل، محضر
۶. پهنه، عرصه، گستره
apparatus, equipment, gear, layout, paraphernalia, tool