بزگیریلغتنامه دهخدابزگیری . [ ب ُ ] (حامص مرکب ) گرفتن بز. بز گرفتن . رجوع به بز گرفتن شود. || مکر و حیله کردن . (غیاث اللغات ). کنایه ازمکر و حیله کردن . (آنندراج ). || دزدی . (غ
بزگیریلغتنامه دهخدابزگیری . [ ب ُ ] (حامص مرکب ) گرفتن بز. بز گرفتن . رجوع به بز گرفتن شود. || مکر و حیله کردن . (غیاث اللغات ). کنایه ازمکر و حیله کردن . (آنندراج ). || دزدی . (غ