43 مدخل
binocular
magnifier, magnifying glass
عظيم
۱. اغراق، مبالغه ۲. آگراندیسمان ≠ کوچکنمایی
power
ایجاد نگرانی از یک تهدید با بزرگ جلوه دادن آن
falsies
magnify
بزرگنمایی، بزرگ کردن، درشت کردن، زیر دوربین بزرگ کردن، بالیدن
بزرگنمایی
بزرگنمایی، درشت نمایی، تکریم، تجلیل، بزرگ سازي