بریللغتنامه دهخدابریل . [ بْری / ب ِ ] (فرانسوی ، اِ) سیلیکات بسیار سخت بریلیوم و آلومینیوم که میتوان آنرا زمرد نارس نامید. بهادارترین نوع آن زمرد است . (دایرة المعارف فارسی ).
بریلفرهنگ انتشارات معین(بِ رِ) [ انگ . ] ( اِ.) خط ویژة نابینایان که حروف آن به صورت نقطه های برجسته است (برگرفته از نام لویی بریل موسیقی دان و معلم فرانسوی ).
بریلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهسلیکات بریلیوم طبیعی با رنگهای گوناگون که بعضی از انواع آن در جواهرسازی به کار میرود.
بریلیومفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهعنصر فلزی کمیاب، نقرهفام، سخت، و شکننده که از لحاظ شیمیایی شبیه منیزیم است و آلیاژهای آن در ساختن هواپیما و موشک به کار میرود؛ گلوسینوم.
بریلنرمشbrailletonikواژههای مصوب فرهنگستاناستفاده از نویسههای خط نابینایان، خط بریل، در طراحی حرکتها و نرمشهای ورزشی
berylدیکشنری انگلیسی به فارسیبریل، سیلیکات بریلیوم و الومینیوم، یاقوت کبود، بزادی، رنگ ابی متمایل به سبز