برگزیدهلغتنامه دهخدابرگزیده . [ ب َ گ ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) انتخاب شده . منتخب . (فرهنگ فارسی معین ). چشم و چراغ . دست چین . سره . گزیده .گزین . گل سرسبد. مهین . یکه چین . اثرة.
برگزیده 1qualifierواژههای مصوب فرهنگستانشرکتکنندهای که برای مرحلۀ بعدی رقابت یا مرحلۀ نهایی مسابقات انتخاب شده است
برگزیده 2selection 1واژههای مصوب فرهنگستانبرچسبی در عنوان قراردادی (uniform title) که در داخل قلاب قرار میگیرد و توصیفگر اثری است برگرفته از دستکم سهپارۀ غیرمتوالی از یک کتاب یا پارههایی از چند کتاب
تُنُکسازی برگزیدهselective thinningواژههای مصوب فرهنگستاننوعی تُنُکسازی که در آن ابتدا از میان درختان مرغوب و نامرغوب تعدادی انتخاب و سپس قطع میشوند متـ . تُنُک کردن برگزیده