برکتلغتنامه دهخدابرکت . [ ب َ رَ ک َ/ ب َ ک َ ] (از ع ، اِمص ) برکة. رجوع به برکة شود. || خجستگی . (فرهنگ فارسی معین ) : از بَرْکت این نور فراخواند قران رابنوشته بر افلاک و بر و
برکتفرهنگ مترادف و متضاد۱. خیر، رحمت، نعمت، ۲. سعادت، فیض، نیکبختی ۳. خجستگی، یمن ۴. افزایش، افزونی، زیادنی، فروانی، فزونی، نزل، وفور
برکتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. فراوانی؛ افزونی؛ بسیاری.۲. خجسته بودن؛ مبارکی: به برکت زحمات شما کارمان زود به اتمام رسید.۳. (اسم) نعمتها.
برکت آبادلغتنامه دهخدابرکت آباد. [ ب َ رَ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء بخش سیمینه رود شهرستان همدان . سکنه ٔ آن 291 تن . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 5).