برکتفرهنگ مترادف و متضاد۱. خیر، رحمت، نعمت، ۲. سعادت، فیض، نیکبختی ۳. خجستگی، یمن ۴. افزایش، افزونی، زیادنی، فروانی، فزونی، نزل، وفور
برکتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. فراوانی؛ افزونی؛ بسیاری.۲. خجسته بودن؛ مبارکی: به برکت زحمات شما کارمان زود به اتمام رسید.۳. (اسم) نعمتها.
برکتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت نعمت، نعمت، انبوهی، کثرت، فراوانی، وفور، افزونی نعمت، کثرت خیر بسیاری ثروت، ثروت انفال، منابع طبیعی ◄مالکیت مشاع مائده
برکتفرهنگ انتشارات معین(بَ رَ کَ) [ ع . برکة ] (مص ل .) 1 - نمو کردن وافزودن . 2 - افزایش . 3 - یمن ،خجستگی . 4 - نیکبختی . ج . برکات .
برکت آبادلغتنامه دهخدابرکت آباد. [ ب َ رَ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء بخش سیمینه رود شهرستان همدان . سکنه ٔ آن 291 تن . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 5).
برکت آبادلغتنامه دهخدابرکت آباد. [ ب َ رَ ک َ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه حاتم شهرستان بروجرد. سکنه ٔ آن 257 تن . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 6).