برچیدهلغتنامه دهخدابرچیده . [ ب َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نمیص . (منتهی الارب ). گرد آورده و جمع شده . فراهم شده . || واچیده . || منحل شده و تعطیل شده . رجوع به برچیدن و چیدن در تم
هوای برچیدهbleed airواژههای مصوب فرهنگستانهوایی که در موتور توربین گازی از یک یا چند ردیف فشردهساز گرفته میشود و از آن برای یخزدایی و فشردهسازی هوای اتاقک خلبان و گرمایش یا سرمایش استفاده میکنند
برچیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. دانه چیدن ۲. انتخاب کردن، برگزیدن، گزینش کردن ۳. جمعآوری کردن، جمع کردن، گرد آوردن ۴. تعطیل کردن، منحل کردن
هوای تنظیمtrim airواژههای مصوب فرهنگستانهوای داغ برچیده که به جریانسوی سامانة واپایش محیطی اضافه میشود تا دمای هوای کابین مطلوب شود