بروزدیکشنری عربی به فارسیپيش رفتن , پيشرفتگي داشتن , جلو رفتن (بيشتر با يا مانندان بکارميرود) , پيش رفتگي , پيش امدگي , برجسته , قلنبه , واريز نشده
بروزفرهنگ مترادف و متضاد۱. ابراز، پیدایی، پیدایش، تجلی، ظهور، نمایش، نمود ۲. آشکار شدن، پدیدار شدن، نمایان شدن ≠ پنهان شدن، مخفیشدن، نهان شدن
بروضلغتنامه دهخدابروض . [ ب َ ] (ع ص ) چاهی که اندک اندک آب دهد. (منتهی الارب ). بئربروض ؛ چاه اندک آب . (از ذیل اقرب الموارد از تاج ).
بروضلغتنامه دهخدابروض . [ ب ُ ] (ع مص ) اندک برآمدن آب از چشمه . (از منتهی الارب ). بَرض . (اقرب الموارد). و رجوع به برض شود. || دمیدن «بارض » از زمین . (از منتهی الارب ). رویید