بروتلغتنامه دهخدابروت . [ ب ُ ] (اِ) سبلت یعنی موی لب . (غیاث ). مجموع مویهای لب برین . شارب . (بحر الجواهر). دَرَز. سِبا. سِبالة. سبلتان . سبلة. سبیل . سَودَل . شارب : تیز در ر
بِرُوتگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی از مسیر اصلی خارج شده ، هرز رفتن آب ، ترکیدن لوله و خروج آب که خروج آب را در این جال بروت گویند.
بروتاغوراسلغتنامه دهخدابروتاغوراس . [ ب ُ ] (اِخ ) از سوفسطائیان یونان در قرن پنجم ق .م . پروتاگوراس . رجوع به پروتاگوراس شود.
بروتوسلغتنامه دهخدابروتوس . [ بْرو / ب ُ ] (اِخ ) مارکوس جونیوس . پسر خواهر کاتون ِ اوتیکی و از اخلاف بروتوس اول (حدود 85-42 ق .م .). وی بهمراهی کاسیوس در توطئه ای ضد قیصر (سزار)
بروتوسلغتنامه دهخدابروتوس . [ بْرو / ب ُ] (اِخ ) لوسیوس جونیوس . یا بروتوس اول . از خطبای بزرگ روم و مسبب اصلی انقلابی که موجب اخراج تارکن ها از رم و تشکیل جمهوری گردید(509 ق .م .
بروتالیستواژهنامه آزادمعماری زبره کاری که در آن ساختمان ها با بتن زبره و بدون روکش، و به عبارت دیگر، عریان و عاری از زینت ساخته می شوند.
بِرُوتگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی از مسیر اصلی خارج شده ، هرز رفتن آب ، ترکیدن لوله و خروج آب که خروج آب را در این جال بروت گویند.
بروتاغوراسلغتنامه دهخدابروتاغوراس . [ ب ُ ] (اِخ ) از سوفسطائیان یونان در قرن پنجم ق .م . پروتاگوراس . رجوع به پروتاگوراس شود.
بروتوسلغتنامه دهخدابروتوس . [ بْرو / ب ُ ] (اِخ ) مارکوس جونیوس . پسر خواهر کاتون ِ اوتیکی و از اخلاف بروتوس اول (حدود 85-42 ق .م .). وی بهمراهی کاسیوس در توطئه ای ضد قیصر (سزار)