برمیخیزدگویش اصفهانی تکیه ای: âraheste طاری: âraɂosa طامه ای: beland-e bu طرقی: orahosa کشه ای: ârahosa نطنزی: âretossa
برمیخیزدگویش خلخالاَسکِستانی: hayzə دِروی: hayz.ə شالی: heyzə کَجَلی: m.eyz.e/iya کَرنَقی: eyzə/a کَرینی: heyzə/iya کُلوری: hezə گیلَوانی: verezə لِردی: hezə
برمیخیزدگویش کرمانشاهکلهری: hal̆ese:d/ he:z gere:d گورانی: hal̆ese:d/ he:z gere:d سنجابی: hal̆ese:d/ he:z gere:d کولیایی: hal̆ese:d/ he:z agere:d زنگنهای: hal̆ese:d/ he:z gere:d جل
گرمرودلغتنامه دهخداگرمرود. [ گ َ ] (اِخ ) رودی است که از سراب برمیخیزد و به ولایت گرم رود به آب میانج جمع میشود و به سفیدرود میریزد و طولش دوازده فرسنگ باشد. (نزهةالقلوب چ لیدن ص
فره رودلغتنامه دهخدافره رود. [ ] (اِخ ) از جبال حدود غور برمیخیزد، بر ولایت بسیار میگذرد و آن را سقی کرده فاضلش در بحیره ٔ زره بحدود سیستان میریزد و طولش معلوم نیست که چند فرسنگ اس
سراورودلغتنامه دهخداسراورود. [ س َ ] (اِخ ) نام رودی است که ازکوه سبلان برمیخیزد و بر سر او میگذرد و در حدود دیه کولوانه چون شورستان است شور میشود و با آب اوجان جمع شده به تبریز می
سختررودلغتنامه دهخداسختررود. [ س َ ت َ ] (اِخ ) از جبال سختر برمیخیزدبولایت نیشابور و آن موضع و چند موضع دیگر را آب دهد. طولش سه فرسنگ بود. (نزهة القلوب چ لیدن ص 226).
اسندلغتنامه دهخدااسند. [ ] (اِخ ) از جبال مازندران : آب جرجان از جبال اسند مازندران از دره ٔ شهرک نو برمیخیزد. (نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی مقاله ٔ ثالثه چ بریل لیدن 1331 ص 214).