برقکارgaffer, key electrician, chief lighting technicianواژههای مصوب فرهنگستانمسئول نورپردازی و تجهیزات برقی که زیر نظر مدیر فیلمبرداری کار میکند
برقکاف دوخصلتیampholyte, amphoteric electrolyteواژههای مصوب فرهنگستاننوعی برقکاف که همزمان دارای خاصیت اسیدی و بازی است
پودر برقکافتیelectrolytic powderواژههای مصوب فرهنگستانپودری که در نتیجۀ خرد شدن مادۀ رسوبکننده در فرایند برقکافت حاصل میشود
خودپتانسیل برقشیمیاییelectrochemical self-potential, electrochemical SPواژههای مصوب فرهنگستانمؤلفة خودپتانسیل (پتانسیل خودبهخودی) حاصل از جمع پتانسیلهای پیوندگاه مایعات و شِیل
خوردگی برقکافتیelectrolytic corrosionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی خوردگی که در نتیجۀ واکنش برقشیمیایی/ الکتروشیمیایی اتفاق میافتد
الکتریسیتهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت سیته، برق، کهربا، رعد وبرق، نیرو صاعقه، برق، آسمانقرمبه، آذرخش، شعاع نورانی الکتریسیتۀجاری، برق مثبت، برق منفی، برق سهفاز، ارت، آند، کاتد، مثبتوم
برقکاف دوخصلتیampholyte, amphoteric electrolyteواژههای مصوب فرهنگستاننوعی برقکاف که همزمان دارای خاصیت اسیدی و بازی است
آندشanodizingواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی برقکافتی که در آن لایهای پایدار را که عموماً اکسیدی و دارای خواص محافظتی یا تزیینی است بر سطح فلز مینشانند
پودر برقکافتیelectrolytic powderواژههای مصوب فرهنگستانپودری که در نتیجۀ خرد شدن مادۀ رسوبکننده در فرایند برقکافت حاصل میشود
پوشش آندیanodic coatingواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی برقکافتی برای ایجاد لایۀ اکسیدی محافظتی یا تزیینی بر روی سطح که در آن فلز، آند به شمار میآید