بعهده گرفتنلغتنامه دهخدابعهده گرفتن . [ ب ِ ع ُ دَ / دِ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) تعهد کردن . متعهد شدن . قبول کردن . عهده دار شدن .
لْنَحْمِلْفرهنگ واژگان قرآنبرماست كه به دوش گيريم - برماست كه برعهده بگيريم (تركيب لـِ با فعل مضارع نيز فعل امر مي سازد و چنانچه قبل از آن حروف ربط "وَ" ،"ثُمَّ" يا "فـَ" بيايد ، اين لام
سرنمایندهdelegate-generalواژههای مصوب فرهنگستانفردی که ریاست هیئت نمایندگی را برعهده دارد متـ . رئیس هیئت نمایندگی