4075 مدخل
برطاش . [ ب ُ ] (اِخ ) برطاس . برتاس . (شرفنامه ٔ منیری ). رجوع به برطاس شود.
برطاش . [ ب ُ ] (ص ) فرومایه . (شرفنامه ٔ منیری ). || ناقص . (شرفنامه ٔ منیری ).
anger, indignation, outrage
blaze, nettle
frantic, furious, hot, indignant, mad
outrage
۱. تغیر، خشم، عصبانیت، غضب ≠ سکینه ۲. پریشانی ≠ آرامش
برداشت، درو کردن و برداشتن
برداشتن
برداشتن، ماشین موزنی، برداشت کننده محصول
برداشتن، از شیر مادر گرفتن، از پستان گرفتن