برشتوکلغتنامه دهخدابرشتوک . [ ب ِ رِ ] (اِ)آرد که با روغن سرخ کنند و نرمه ٔ شکر در آن بریزند بی آب . (یادداشت مؤلف ). || قسمی خوردنی .
برشتوکفرهنگ انتشارات معین(بِ رِ) (اِ.) نوعی شیرینی که از آرد سرخ شده ، روغن ، شکر و بعضی مواد دیگر تهیه می شود.
برشتُوکگویش بختیاریبرشتوک، کاچى (سرخ کردن آرد و شکربا روغنِ فراوان براى زائو). به زنى که تازه وضع حمل کرده، مىخورانند و او را ازخوردن آب منع مىکنند.
برشتُوکگویش بختیاریبرشتوک، کاچى (سرخ کردن آرد و شکربا روغنِ فراوان براى زائو). به زنى که تازه وضع حمل کرده، مىخورانند و او را ازخوردن آب منع مىکنند.
شیرینیلغتنامه دهخداشیرینی . (ص نسبی ، اِ مرکب )هر چیز شیرین . هر چیز که مزه ٔ قند و نبات دهد و حلاوت داشته باشد. (یادداشت مؤلف ). || آنچه پزند و سازند از خوردنیهای شیرین . خوردنی
شیرینیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت لات، تنقلات، حلوا، شیرینیِ تر، خشک، خامهای، دانمارکی، رولت سوهان، ارده، حلواارده، حلواشکری، قطاب، پشمک، گز، باقلوا، لوز، مسقطی، کاک، نانبرنجی، پیرا