برسلغتنامه دهخدابرس . [ ب ُ ] (ع اِ) پنبه یا پنبه مانندی است یا پنبه ٔ گیاهی بردی . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به برس [ ب ِ ] شود.
برسلغتنامه دهخدابرس . [ رُ ] (فرانسوی ، اِ) ماهوت پاک کن . جامه خاره . (یادداشت مؤلف ). غرواشه . (یادداشت مؤلف ). پشنجه . || مسواک .
برسلغتنامه دهخدابرس . [ ب َ ] (ع اِ) برة. چوبک مهار. (منتهی الارب در ماده انف در ترجمه ٔ بُرَة). چوبی باشد که در بینی شتر کنند و ریسمان مهار را بدان بندند. (برهان ) (آنندراج )
برثلغتنامه دهخدابرث . [ ب َ ] (ع مص ) بناز و نعمت فراخ زندگانی کردن . (منتهی الارب )(آنندراج ). || (اِ) زمین نرم یا کوه از ریگ نرم یا نرم ترین زمین و نیکوتر آن . (منتهی الارب )
برصلغتنامه دهخدابرص . [ ب َ ] (ع اِ) (اصطلاح پزشکی ) در نزد پزشکان سفیدی ایست که بر ظاهر پوست بدن آشکار میشود و محل خود را ژرف میسازد پس اگر در سایر اعضاء این سپیدی عارض شود بط
برصلغتنامه دهخدابرص . [ ب َ رَ ] (ع اِ) بیماریی است که بر پوست بدن پدید آید و جاجا سپید گردد سپیدتر از رنگ پوست . (یادداشت مؤلف ). پیسی اندام از فساد مزاج . (غیاث اللغات ). پی
بِرَسگویش خلخالاَسکِستانی: âras دِروی: â.ras شالی: âras کَجَلی: be.ras کَرنَقی: âras کَرینی: âras کُلوری: âras گیلَوانی: âras لِردی: ârass
بِرسگویش کرمانشاهکلهری: beřas گورانی: beřas سنجابی: beřas کولیایی: beřas زنگنهای: beřas جلالوندی: beřas زولهای: beřas کاکاوندی: beřas هوزمانوندی: beřas