برزوکلغتنامه دهخدابرزوک . [ ب َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش قمصر شهرستان کاشان است . سکنه ٔ آن در حدود 8300 تن می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
برزوکلغتنامه دهخدابرزوک .[ ب َ ] (اِخ ) ده مرکز دهستان برزوک بخش قمصر کاشان دارای 2600 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
برزکوهلغتنامه دهخدابرزکوه . [ ب ُ ] (اِ مرکب ) کوه بلند. کوه رفیع : بیامد دمان از میان گروه چو نزدیک تر شد بدان برزکوه . فردوسی .لشکر تو چو موج دریااندسپهی کش چو برزکوه کلان . ابو
بَرَزُواْفرهنگ واژگان قرآنبیرون رفتند - بیرون شدند - ظاهر شدند - آشکار شدند - براي مبارزه از لشکر خودي جداشدند و رودرروي دشمن قرار گرفتند(کلمه برزوا فعل ماضي ازمصدر بروز، به معناي ظهور و
ویدجالغتنامه دهخداویدجا.(اِخ ) دهی است از دهستان برزوک بخش قمصر شهرستان کاشان در 34 هزارگزی شمال باختری قمصر. کوهستانی است . 530 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
مرقلغتنامه دهخدامرق .[ م َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برزوک بخش قمصر شهرستان کاشان ، در 36هزارگزی شمال غربی قمصر و در منطقه ٔ کوهستانی سردسیر، با 1400 تن سکنه ، آبش از چشمه
سادیانلغتنامه دهخداسادیان . (اِخ ) دهی است از دهستان برزوک بخش قمصر شهرستان کاشان واقع در 36 هزارگزی شمال باختری قمصر. کوهستانی و سردسیر، و آب آن از دو رشته قنات ، و محصول آن غلات
قمصرلغتنامه دهخداقمصر. [ ق َ ص َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان کاشان و همچنین نام قصبه ای است . این بخش در قسمت باختری شهر کاشان و منطقه ٔ کوهستانی واقع و هوای آن سردسیری ا
کاشانلغتنامه دهخداکاشان . (اِخ ) (شهرستان ) کاشان یکی از شهرستانهای استان دوم و حدود آن به شرح زیر است :از طرف شمال و شمال باختری به شهرستان قم . از طرف خاور و شمال خاوری بدشت کو