برزندلغتنامه دهخدابرزند. [ ب َ زَ ] (اِخ ) شهری است خرم و آبادان [ بآذربادگان ] و با آبهای روان و کشت و برز بسیار و از وی جامه ٔ قطیفه خیزد. (حدود العالم ).
برزندلغتنامه دهخدابرزند. [ ب َ زَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های پنجگانه ٔ گرمی شهرستان اردبیل است و دارای 34آبادی کوچک و بزرگ میباشد. مرکز آن قلعه برزند است و قراء مهم آن عبارتن
برزندیقلغتنامه دهخدابرزندیق . [ ب َ زَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان میشه باره بخش کلیبر شهرستان اهر. سکنه ٔ آن 279 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
قلعه برزندلغتنامه دهخداقلعه برزند. [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه برزند بخش گرمی شهرستان اردبیل ، واقع در 12هزارگزی باختر گرمی در مسیرشوسه ٔ گرمی به اردبیل . موقع آن کوهستانی و هوا
برزندیقلغتنامه دهخدابرزندیق . [ ب َ زَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان میشه باره بخش کلیبر شهرستان اهر. سکنه ٔ آن 279 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
قلعه برزندلغتنامه دهخداقلعه برزند. [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه برزند بخش گرمی شهرستان اردبیل ، واقع در 12هزارگزی باختر گرمی در مسیرشوسه ٔ گرمی به اردبیل . موقع آن کوهستانی و هوا
قالوسیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= قالوس: ◻︎ برزند نارو بر سرو سهی، سرو سهی / برزند بلبل بر تارک گل قالوسی (منوچهری: ۱۳۰).
دامداباجالغتنامه دهخدادامداباجا. (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه برزند بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در 18هزارگزی باختر گرمی و در مسیر شوسه ٔ گرمی به اردبیل . جلگه و دشت و گرمسیر است 16