برزنتفرهنگ انتشارات معین(بِ رِ زِ) [ روس . ازهلندی ] (اِ.) نوعی پارچة ضخیم و خشن که برای ساختن چادر و روکش و مانند آن ها به کار می رود.
حمایلharness 1واژههای مصوب فرهنگستانبند برزنتی چهاررشتهای که معمولاً سربازان پیادهنظام از روی دوش به فانوسقه میبندند
دهانهپوشhatchway screenواژههای مصوب فرهنگستانپوششی از جنس برزنت یا الیاف که بر روی دهانة انبار میاندازند
سقف بازشوconvertible top, fabric hood, canvas top, folding top, soft top, fabric topواژههای مصوب فرهنگستانسقف غالباً برزنتی جمعشوندۀ خودروهای روبازشو
چادرtentواژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای از الیاف پلاستیکی یا برزنتی که با شماری تیر و طناب برای اقامت برپا میشود و بهسهولت میتوان آن را جمع و حمل کرد