بردینلغتنامه دهخدابردین . [ ب َ ] (اِخ ) تیره ای از اسیوند هفت لنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 73).
بردینلغتنامه دهخدابردین . [ ب َ دَ ] (ع اِ) تثنیه ٔ برد در حالت نصبی و جری ، بمعنی صبح و شام . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). حدیث : من صلی البردین دخل الجنة. (از اقرب المو
بردینواژهنامه آزادبه زبان لری یعنی مثل برد(سنگ) - به معنی محکم و استوار (لری بختیاری) برد به معنای سنگ، و بردین به معنی سخت و مقاوم (مانند سنگ).
بردینهلغتنامه دهخدابردینه . [ ب َ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان . سکنه ٔ آن 170 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
بردینهلغتنامه دهخدابردینه . [ ب َ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان . سکنه ٔ آن 170 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
ابویطلغتنامه دهخداابویط. [ اَ وَ ] (اِخ ) نام قریه ای نزدیک بردینس بخاور نیل در صعید ادنی از خره ٔ اسیوطیه . || نام قریه ای نزدیک بوصیر قوریذس . (مراصدالاطلاع ).
اسیوندلغتنامه دهخدااسیوند. [ اُ وَ ] (اِخ ) شعبه ای از هفت لنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 73). و آن جزو طایفه ٔ دودکی از ایل بختیاری است و دارای شعب ذیل میباشد: بردین ، پل
حروریةلغتنامه دهخداحروریة. [ ح َ ری ی َ ](اِخ ) نسبتی است در گفته ٔ نابغه ٔ جعدی : ایا دار سلمی بالحروریة اسلمی الی جانب الصمان فالمتثلم أقامت به البردین ثم تذکرت منازلها بین الد