26 فرهنگ

2847 مدخل


بردبار

bordbār

شکیبا؛ صبور؛ صبرکننده؛ تاب‌آوردنده؛ تحمل‌کننده.

آرام، باحوصله، پرشکیب، حلیم، حمول، خویشتندار، رزین، شکیبا، صابر، صبور، متحمل ≠ کمصبر، ناشکیبا، نابردبار، کمحوصله

patient, stoical, tolerant, tolerantly