برداشت لرزهایseismic survey/ seismic surveying, shoot 1, seismic shooting 1واژههای مصوب فرهنگستانتهیۀ تصویر از ساختارهای زمینشناختی با مشاهده یا ثبت امواج لرزهای بازتابی یا شکستی که بهوسیلۀ چشمۀ لرزهای مصنوعی تولید شدهاند
برداشت لرزهای بادبزنیfan shootingواژههای مصوب فرهنگستانیکی از روشهای لرزهنگاری شکستی برای شناسایی پیکرههایی با بیهنجاری سرعتی متـ . برداشت لرزهای کمانی arc shooting
برداشت لرزهای زیرگذریundershooting, shooting underواژههای مصوب فرهنگستاننوعی لرزهنگاری که در آن بهدلیل وجود مانع در سطح زمین، چشمه و گیرندهها در دو طرف مانع قرار میگیرند
برداشتفرهنگ مترادف و متضاد۱. استنباط، استنتاج، بازیافت، تلقی، درک، دریافت ۲. جمعآوری، حاصل، حاصلبرداری، محصولبرداری ≠ کاشت، داشت ۳. بهرهبرداری کردن، ضبط ۴. اخذ، بازستانی، دریافت ≠ پرداخت
برداشتدیکشنری فارسی به انگلیسیconcept, conception, conclusion, construction, deduction, estimate, impression, inference, interpretation, notion, perception, pickup, reading, understanding, v
برداشت لرزهای بادبزنیfan shootingواژههای مصوب فرهنگستانیکی از روشهای لرزهنگاری شکستی برای شناسایی پیکرههایی با بیهنجاری سرعتی متـ . برداشت لرزهای کمانی arc shooting
چیدمان نرمخانکFlexi-Bin geometry, bin fractionation geometryواژههای مصوب فرهنگستاننوعی هندسۀ برداشت لرزهای سهبعدی که در آن جدایش خطهای چشمه یا گیرندۀ مجاور مضرب غیرصحیحی از فاصلۀ گروه گیرندههاست