برداشت قضاییjudicial surveyواژههای مصوب فرهنگستانبرداشتی که به حکم دادگاه برای رفع اختلاف ملکی انجام میشود
برداشتفرهنگ مترادف و متضاد۱. استنباط، استنتاج، بازیافت، تلقی، درک، دریافت ۲. جمعآوری، حاصل، حاصلبرداری، محصولبرداری ≠ کاشت، داشت ۳. بهرهبرداری کردن، ضبط ۴. اخذ، بازستانی، دریافت ≠ پرداخت
برداشتدیکشنری فارسی به انگلیسیconcept, conception, conclusion, construction, deduction, estimate, impression, inference, interpretation, notion, perception, pickup, reading, understanding, v
برداشتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. استنباط.۲. (کشاورزی) جمعآوری محصول.۳. (اقتصاد) برداشتن قسمتی از سرمایه یا سود یک مؤسسه پیش از فرارسیدن موقع تقسیم آن.۴. [قدیمی] عمل برداشتن چیزی.۵. تحمل؛ شک
برداشتلغتنامه دهخدابرداشت . [ ب َ ] (مصدر مرخم ) مخفف برداشتن . (یادداشت مؤلف ). || آنچه دکاندار یا یکی از دوشریک از نقود حاضر بهر خود برگیرد: شما برداشت کرده اید هزارتومان من پا
تشخیصفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال خیص، استنتاج، نتیجهگیری، برداشت، قضاوت، تمیز، قوۀ تمیز تشخیص غلط، عدم تمیز، عدم تشخیص قیاس، استدلال رأی ملت، رأی عام، نظرخواهی، همهپرسی،
نصرلغتنامه دهخدانصر. [ ن َ ] (اِخ ) ابن عبدالرزاق بن شیخ عبدالقادر گیلانی بغدادی ، مکنی به ابوصالح و ملقب به قاضی القضاة، نخستین قاضی مذهب حنبلی است ، خلیفه الظاهر بامراﷲ وی را
درصد کانیشدگیpercent mineralizationواژههای مصوب فرهنگستاندر برداشت قطبش القایی، معمولاً درصد حجمی کانیهایی با جلای فلزی در سنگها
ولتاژ اولیهprimary voltageواژههای مصوب فرهنگستانمجانب قلة ولتاژ بارگذاری در برداشت قطبش القایی که در گیرندة حوزة زمان (time-domain receiver) مشاهده میشود
برداشت راستاییdirectional surveyواژههای مصوب فرهنگستاننوعی برداشت مقاومتویژه به روش قطبش القایی برای تعیین راستای جسم بیهنجار