برداریلغتنامه دهخدابرداری . [ ب َ ] (حامص مرکب ) برداشتن . برداریدن . و چون به کلمات دیگر پیوندد معنی حاصل مصدری از مجموع برآید چنانکه در ترکیبات ذیل :- باربرداری . بهره برداری .
برداریدنلغتنامه دهخدابرداریدن . [ ب َ دَ ] (مص مرکب ) برداشتن در همه ٔمعانی چنانکه افراشتن و بلند کردن و بلند گرفتن و آویختن و بردار کردن و جز آن . رجوع به برداشتن شود.
بُرداریسازیvectorisation/ vectorizationواژههای مصوب فرهنگستانفرایند تبدیل دادههای شطرنجی به دادههای بُرداری
بُردار کیوQ vectorواژههای مصوب فرهنگستانبُرداری افقی که واگرایی آن در نظریۀ شبهزمینگَرد و نیمهزمینگَرد در سمت راست معادلۀ امگا ظاهر میشود
بُرداریسازیvectorisation/ vectorizationواژههای مصوب فرهنگستانفرایند تبدیل دادههای شطرنجی به دادههای بُرداری
چگالی جریان احتمالprobability current densityواژههای مصوب فرهنگستانبُرداری که مؤلفۀ آن در امتداد عمود بر هر سطح، احتمال عبور یک ذره از واحد مساحت آن سطح در واحد زمان را نشان میدهد
خمیدگی گرانیcurvature of gravityواژههای مصوب فرهنگستانبُرداری که براساس دادههای گرادیان گرانی محاسبه میشود و نشاندهندة شکل سطوح همپتانسیل است