بربستگی لایهنگاشتیstratigraphic relationshipواژههای مصوب فرهنگستاننحوۀ قرار گرفتن یک بافت در مقایسه با بافت دیگر براساس توالی لایهنگاشتی آنها
بربستگی باستانشناختیarchaeological relationship, relationshipواژههای مصوب فرهنگستاننحوۀ قرار گرفتن یک شیء یا بافت در مقایسه با شیء یا بافت دیگر براساس توالی نهشتهگذاری
اصل بربستگی میانبرشیlaw of cross-cutting relationshipواژههای مصوب فرهنگستاناصلی در لایهنگاری که براساس آن اگر پدیداری لایهای را بریده و از آن رد شده باشد، آن پدیدار از این لایه جدیدتر است
برجستگیدیکشنری فارسی به انگلیسیeminence, illustriousness, jog, jut, knob, stardom, nobility, node, notability, noteworthiness, overhang, preeminence, prominence, protuberance, style
همراستایی باستانشناختیarchaeological alignment, alignment 2واژههای مصوب فرهنگستاننوعی ارتباط میان پدیدارها که نه براساس بربستگی لایهنگاشتی، بلکه براساس شواهد و قرائن ثانوی پیوستگی فیزیکی آنها مشخص میشود
چابک خیزیلغتنامه دهخداچابک خیزی . [ ب ُ ] (حامص مرکب ) تندی . تیزی . عمل اشخاصی که سبک خیزند : دست حفظت بهر چابک خیزی و بربستگی بر میان شعله بربندد نطاق از برگ کاه .عرفی (از بهار عجم
برجستگیلغتنامه دهخدابرجستگی . [ ب َ ج َ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ). برجسته بودن . (فرهنگ فارسی معین ). || جهندگی . (ناظم الاطباء). || (اِ) بلندی . (فرهنگ فارسی معین ).- برجستگی های ب