براندبورگلغتنامه دهخدابراندبورگ . [ بْرا / ب ِ دِ ] (اِخ ) (به آلمانی : براندنبورگ )شهر و ناحیه ای در آلمان . رجوع به براندنبورگ شود.
براندنبورگلغتنامه دهخدابراندنبورگ . [ بْرا / ب ِ دِم ْ ] (اِخ ) براندبورگ . شهری است در آلمان شرقی که در ساحل رود هاوِل واقع است و 87000 تن سکنه دارد. صنایع آن بافندگی و نساجی و ماشین
براندنبورگلغتنامه دهخدابراندنبورگ . [ بْرا / ب ِ دِم ْ ](اِخ ) براندبورگ . دشتی است در آلمان شرقی که از خاک لم یزرع و رسوبهای منجمد پوشیده شده است و در آن چاودار و سیب زمینی بعمل می آ
گراندبورگلغتنامه دهخداگراندبورگ . [ گ ِ ] (اِخ ) حاکم نشین کرز بخش گِرِه نزدیگی گارتامپ ، دارای 2422 سکنه است .
گراندبورگلغتنامه دهخداگراندبورگ . [ گ ِ ] (اِخ ) حاکم نشین ماری گالانت (آنتیل فرانسه )، دارای 12800 سکنه و دارای بندری است .
اسپاندولغتنامه دهخدااسپاندو. [اِ دَ ] (اِخ ) شهری مستحکم در ایالت براندبورگ پروس در 14 هزارگزی غربی برلن . این شهر قلعه ٔ استواری دارد. متهمین سیاسی را در این حصار زندانی میساختند،
براندنبورگلغتنامه دهخدابراندنبورگ . [ بْرا / ب ِ دِم ْ ] (اِخ ) براندبورگ . شهری است در آلمان شرقی که در ساحل رود هاوِل واقع است و 87000 تن سکنه دارد. صنایع آن بافندگی و نساجی و ماشین
براندنبورگلغتنامه دهخدابراندنبورگ . [ بْرا / ب ِ دِم ْ ](اِخ ) براندبورگ . دشتی است در آلمان شرقی که از خاک لم یزرع و رسوبهای منجمد پوشیده شده است و در آن چاودار و سیب زمینی بعمل می آ
پوتسداملغتنامه دهخداپوتسدام . [ پُت ْ ] (اِخ ) شهری در ایالت براندِبورگ از پروس ، در 30 هزارگزی جنوب غربی برلن ، بساحل راست نهر هاوِل بین دو دریاچه دارای 66000 تن سکنه و مدارس نظام
لاندسبرگلغتنامه دهخدالاندسبرگ . [ ب ِ ] (اِخ )نام قصبه ای در 79 هزارگزی فرانکفورت در ایالت براندبورگ آلمان ، کنار نهر وارته ، دارای 21500 تن سکنه .