براق حاجبلغتنامه دهخدابراق حاجب . [ ب ُ ق ِ ج ِ ] (اِخ ) قتلغخان ، مؤسس سلسله ٔ قتلغخانیه یا قراختائیان کرمان است که از 619 تا 703 هَ . ق . در کرمان حکومت کردند. براق حاجب تا 632 هَ
براقدیکشنری فارسی به انگلیسیalight, glittery, glossy, lustrous, nacreous, polished, satiny, sheeny, shiny, silken, silky
براقلغتنامه دهخدابراق . [ ب ُ ] (ص ) براغ .نرم و درخشان و انبوه موی ، و آن صفتی است گربه را.- براق شدن ؛ گشودن و ستیخ کردن گربه موی گردن را بگاه جنگ .- || گشودن و ستیخ کردن خرو
حمیدتاینکولغتنامه دهخداحمیدتاینکو. [ ح َ ] (اِخ ) برادر براق حاجب قتلغخان مؤسس سلسله ٔ قره ختائیان و نیز پدر سلطان قطب الدین محمد سوم پادشاه سلسله ٔ نامبرده است . (قاموس الاعلام ). و
خان ترکانلغتنامه دهخداخان ترکان . [ ت َ ] (اِخ ) دختر براق حاجب سرسلسله ٔ ترکان قراختایی کرمان است . چون براق بسال 642 هَ . ق . فرمان یافت (در مدرسه ای که خود بظاهر در کرمان در محله
یاقوت ترکانلغتنامه دهخدایاقوت ترکان . [ ت َ ] (اِخ ) نام دختر براق حاجب از امرای گورخان قراختای که در کرمان سلطنت میکرد و به سال 634 هَ . ق . درگذشت . یاقوت ترکان منکوحه ٔ اتابک قطب ال
تابنکولغتنامه دهخداتابنکو. (اِخ ) حمید. برادر براق حاجب قتلغخان مؤسس حکومت قره ختائیان کرمان است و سومین حکمران سلسله ٔ مزبور هم سلطان قطب الدین محمد پسر تابنکو بوده و این سلاله
رکن الدینلغتنامه دهخدارکن الدین . [ رُ نُدْ دی ] (اِخ ) مبارک . دومین از امرای قره ختائیان کرمان و پسر براق حاجب مؤسس آن سلسله بود. وی در سال 632 هَ . ق . به فرمان اوکتاقاآن به حکوم