دهنو برابرلغتنامه دهخدادهنو برابر. [ دِه ْ ن َ ب َ ب َ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان جانکی بخش لردگان شهرستان شهرکرد. واقع در 9هزارگزی خاور لردگان دارای 113 تن سکنه . آب آن از قنات تأمین
برابردیکشنری فارسی به انگلیسیabreast, break-even, co-ordinate, coequally, coordinate, homo-, equal, equi-, equivalent, horizontal, identical, iso-, level, match , peer, quid pro quo, quits,
برابرفرهنگ مترادف و متضاد۱. جلو، روبهرو، رویارو، مقابل، مواجه نزد، ۲. کفو، متساوی، مساوی، مستوی، همپایه، معادل، همارز، همتا، همسان، همسر، همسنگ، یکسان ۳. علیالسویه ۴. موافق ۵. طبق ≠ ناب
قرشلغتنامه دهخداقرش .[ ق ِ ] (اِ) پول رایج مصر برابر ده ملیم . هر هزار ملیم یک جینه ٔ مصری است . (دایرةالمعارف فرید وجدی ).
جزیره ٔ دهستانان سرلغتنامه دهخداجزیره ٔ دهستانان سر. [ ج َ رَ ی ِ دَ هَِ س َ ] (اِخ ) این جزیره اندر دریای خزران و گوشه ای از وی به خشکی پیوسته است و برابر دهستان است . و اندرو اندکی مردم است
صدفرهنگ انتشارات معین(صَ) [ په . ] (اِ.) 1 - ده برابر ده (100). 2 - خیلی زیاد. ؛ ~ تا یه غاز بی ارزش ، مبتذل . ؛ ~پاره چاک چاک ، پاره پاره . ؛ ~ البته به طور حتم ، مسلماً، قطعاً