امیدوارم بتوانم (تیغم ببرد / ازم برآید) برایش (یک) کاری بکنم.گویش اصفهانی تکیه ای: omidvâr-un bimârhe barâš ye kâri bekerun. طاری: omidvâr-un tiqem bevuna go kâri derâš bekrun. طامه ای: omidvâr-on bemâriye ni kâre barey bokeron. طرقی:
تَطَّلِعُفرهنگ واژگان قرآنمطلع می شوی (در عبارت "تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ") -برآید و چیره شود(در جمله "تَطَّلِعُ عَلَى ﭐلْأَفْئِدَةِ " ،اطلاع و طلوع بر هر چيز به معناي اشراف
کاردولغتنامه دهخداکاردو. (اِ) آنچه از خرمابن برآید مانند دو نعل بر هم نهاده ٔ تیزاطراف و میان آن بارِ آن نهاده . شکوفه ٔ نخستین خرما. اول بار خرما. طلع. (مهذب الاسماء): ضَحک ، کا
نکاثلغتنامه دهخدانکاث .[ ن ُ ] (ع اِ) آبله ریزه که در دهان شتر برآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)(از متن اللغة). لغتی است در لکاث . (از متن اللغة)