بدویدیکشنری فارسی به انگلیسیantediluvian, Arab, barbaric, feral, germinal, primal, prime, primitive, rude, savage, wild
بدویلغتنامه دهخدابدوی . [ ب َ دَ ] (اِخ ) احمدبن علی بن ابراهیم الحسینی . از مشاهیر اولیای قرن هفتم هجری بود. اصل وی از مغرب است ، در 596 هَ. ق . متولد شد، در مکه و مدینه و سپس
بدویلغتنامه دهخدابدوی . [ ب َ دَ ] (اِخ ) دهی از بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه است . 334 تن سکنه دارد. محصول آن بنشن و ابریشم است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).
بدوئی حاجی کاکائیلغتنامه دهخدابدوئی حاجی کاکائی . [ ] (اِخ )تیره ای از ایل بلوچ . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 93).
بدوئی قلعه سنگیلغتنامه دهخدابدوئی قلعه سنگی . [ ] (اِخ )تیره ای از ایل بلوچ . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 93).
بدوئیه کوه پنجیلغتنامه دهخدابدوئیه کوه پنجی . [ ] (اِخ ) از ایلات کرمان و بلوچستان . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 94).