بدلفرهنگ مترادف و متضاد۱. بدلی، تقلبی، تقلیدی، ساختگی، قلابی، قلب، مصنوعی ≠ اصل، اصلی ۲. عوض، مبادله، معاوضه ۳. جانشین، عوض ≠ اصلی ۴. ضد، نقیض ۵. بدلکار
ابوالعتاهیهلغتنامه دهخداابوالعتاهیه . [ اَ بُل ْ ع َ ی َ ] (اِخ ) ابواسحاق اسماعیل بن قاسم بن سویدبن کیسان العنزی بالولاء العینی . معروف به ابی العتاهیه ٔ شاعر مشهور. مولد او به عین ال
تبدیلفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] 1 - (مص م .) دیگرگون کردن ، بدل کردن . 2 - (اِمص .) دگرگون سازی . ج . تبدیلات .
خودکردهلغتنامه دهخداخودکرده . [ خوَدْ/ خُدْ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) کاری که خود شخص بدون مشورت غیر کرده باشد. (ناظم الاطباء) : بدل گفت خودکرده را چاره نیست بکس بر از این کار بیغ