بدبختیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل بدشانسی، بدبیاری، آفَت، عاقبت بد، دوران سختی، درماندگی نشانۀ بدبختی، سیاهبختی، بداقبالی، پیشبینی
گِراتَهگویش دزفولیگیرکردن مداوم کاری ، بدشانسیِ پشت سرهم ، ماندن و انجام نشدن کاری در مدت زیادی ، پیچ خوردن کار