743 مدخل
إبتأَسَ ، أحْجَمَ
forebode
doom, misgiving
luckless, unfortunate, unhappy, unlucky
misadventure, misfortune
نام خانوادگی
بدش آمد و قهر کرد
بدشدن حال به علت زیاد خوردن
بدشانسی
بدشانسی، بداقبالی
بدشگون، شوم، نافرخ، نحس ≠ خوشقدم، فرخپی، مبارکپی