بدرآبادلغتنامه دهخدابدرآباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از بخش فهرج شهرستان بم است . 892 تن سکنه دارد. محصول آن حنا و خرماست . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 8).
بدرآبادلغتنامه دهخدابدرآباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از بخش الیگودرز شهرستان بروجرد است . 116 تن سکنه دارد. محصول آن غلات ،چغندر و پنبه است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 6).
بدرآبادلغتنامه دهخدابدرآباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از بخش حومه ٔ شهرستان مشهد است . 367 تن سکنه دارد.محصول آن غلات است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).
بدرآبادلغتنامه دهخدابدرآباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از بخش روانسر شهرستان سنندج است . 270 تن سکنه دارد. محصول آن غلات و لبنیات است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 5).
بدرآبادلغتنامه دهخدابدرآباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان سقز است . 120 تن سکنه دارد. محصول آن غلات ، لبنیات و توتون است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 5).
بحرآبادلغتنامه دهخدابحرآباد. [ ب َ ] (اِخ ) نام قریه ای است به ناحیت جوین . (یادداشت مؤلف ). ده کوچکی است از دهستان قهاب رستاق صیدآباد دامغان در 12 هزارگزی جنوب صیدآباد. (از فرهنگ
بحرآبادیلغتنامه دهخدابحرآبادی . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به بحرآباد: انجیربحرآبادی به نیکوئی معروف است . (یادداشت مؤلف ). - امرود بحرآبادی ؛ قسمی امرود است و در ذخیره ٔ خوارزمشاهی
برآبادلغتنامه دهخدابرآباد. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان پایین خواف است که در بخش خواف شهرستان تربت حیدریه واقع است و 1532 تن سکنه دارد. (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).
برآبادلغتنامه دهخدابرآباد. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان فروغن است که در بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع است و676 تن سکنه دارد. (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).
بردآبادلغتنامه دهخدابردآباد. [ ] (اِخ ) دهی است جزو بخش شهریار شهرستان تهران در جلگه و معتدل است . سکنه ٔ آن 216 تن است . آب آن از قنات و سیاه آب ابراهیم آباد و محصول آن غلات ، صیف
کرگاهلغتنامه دهخداکرگاه . [ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش ویسیان شهرستان خرم آباد است و محدود است از شمال به خرم آباد واز جنوب به دهستان کشور بخش پاپی و از خاور به بخش پا
چرداوللغتنامه دهخداچرداول . [ چ َ وُ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای ششگانه ٔ بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام که حدود آن بشرح زیر است : از طرف شمال و شمال باختر بکوه وردلان ، از طرف خاو
روانسرلغتنامه دهخداروانسر. [ رَ س َ ] (اِخ ) از بخشهای شهرستان سنندج است . مشخصات جغرافیایی آن بدین شرح است :از طرف شمال و مشرق به بخش کامیاران شهرستان سنندج ،از طرف جنوب به بخش س
بحرآبادلغتنامه دهخدابحرآباد. [ ب َ ] (اِخ ) نام قریه ای است به ناحیت جوین . (یادداشت مؤلف ). ده کوچکی است از دهستان قهاب رستاق صیدآباد دامغان در 12 هزارگزی جنوب صیدآباد. (از فرهنگ
بحرآبادیلغتنامه دهخدابحرآبادی . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به بحرآباد: انجیربحرآبادی به نیکوئی معروف است . (یادداشت مؤلف ). - امرود بحرآبادی ؛ قسمی امرود است و در ذخیره ٔ خوارزمشاهی