26 فرهنگ

1768 مدخل


بدخواه

badxāh

۱. کسی که بدی دیگران را بخواهد؛ بداندیش.
۲. کینه‌جو.

بداندیش، بددل، بدذات، بدکامه، بدسگال، بدطینت، بدنهاد، بدنیت، خبیث، عدو، مغرض، نابکار ≠ نیکاندیش، نیکخواه، خوشنیت، خوشذات

ill-disposed, malevolent, malicious, malignant, miscreant, spiteful, venomous