بداندیشفرهنگ مترادف و متضاد۱. بدخواه، بددل، بدسگال، دژاندیش، کجاندیش، بدنیت ≠ نیکاندیش، نیکخواه ۲. کینهجو، کینهوزر ۳. جلاد، دژخیم
بداندیشلغتنامه دهخدابداندیش . [ ب َ اَ ] (نف مرکب ) بدگمان . متظنن . (مهذب الاسماء). بدسگال . بدخواه . (از آنندراج ).آنکه در مورد دیگران اندیشه ٔ بد دارد. بدنیت . بدخواه . مقابل نی
بداندیشهلغتنامه دهخدابداندیشه . [ ب َ اَ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) بداندیش . بدفکر. بدخیال . بدگمان . بدسگال . که اندیشه ٔ بد در سر پرورد. ج ، بداندیشگان : هنرپرور و راد وبخشنده گنج از
بداندیشیلغتنامه دهخدابداندیشی . [ ب َ اَ ] (حامص مرکب ) عمل بداندیش . مقابل نیک اندیشی . (فرهنگ فارسی معین ). بدخواهی . (ناظم الاطباء). سؤظن . (یادداشت مؤلف ). بدگمانی . بدخیالی .
براندیشیدنلغتنامه دهخدابراندیشیدن . [ ب َاَ دَ ] (مص مرکب ) اندیشیدن . فکر کردن : چون نامه ٔ مردان بدو رسید براندیشید و صلح اجابت کرد بر پانصد هزاردرم وصد غلام ... (ترجمه ٔ تاریخ طبری
بدخواهفرهنگ مترادف و متضادبداندیش، بددل، بدذات، بدکامه، بدسگال، بدطینت، بدنهاد، بدنیت، خبیث، عدو، مغرض، نابکار ≠ نیکاندیش، نیکخواه، خوشنیت، خوشذات