بختیشوعلغتنامه دهخدابختیشوع . [ ] (اِخ ) ابن یوحنا (یحیی ). از اطبای دربار عباسی در خدمت المقتدر باﷲ و الراضی باﷲ بود و بسال 329 هَ . ق . درگذشت . (قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به تج
بختیشوعلغتنامه دهخدابختیشوع . [ ب ُ ] (اِخ ) بختیشوع و یوشعبخت از اعلام مرکبه و یک جزء آن بخت است از ترکیبات زبان فارسی . مستشرق آلمانی نلدکه دروقایع زمان اردشیر بابکان گوید: بخت ی
بختیشوعلغتنامه دهخدابختیشوع . [ ب ُ ](اِخ ) ابن جورجیس . طبیب ، به جندی شاپور معاصر مهدی وموسی الهادی عباسی . در خدمت ابوالعباس سفاح می زیست و طبیب خاص او بود و سپس بخدمت جعفر منصو
بختیشوعلغتنامه دهخدابختیشوع . [ب ُ ] (اِخ ) بختیشوع بن جبرئیل بن بختیشوع بن جورجیس . متوفی در سنه ٔ 256 هَ . ق . در اواخر عمر مأمون از اطباء خاص او بود و بعد از مأمون خلفای دیگر
جبرائیللغتنامه دهخداجبرائیل . [ ج َ ] (اِخ ) ابن بختیشوع بن جورجیس بن بختیشوع ، از اطباء حاذق و ماهر از مردم جندیشابور که در خدمت هارون الرشید و خلفاء بعد از وی بود. او تألیفات بس
جبریللغتنامه دهخداجبریل . [ ج ِ ] (اِخ ) ابن بختیشوع . همان جبرائیل بن بختیشوع است . رجوع به جبرائیل شود.
جبرائیللغتنامه دهخداجبرائیل . [ ج ِ ] (اِخ ) ابن عبیداﷲ یا عبداﷲبن بختیشوع بن جبرائیل یکی دیگر از طبیبان عالیقدر خاندان بختیشوع است . پدر وی از متصوفان بودو وقتی المقتدر بخلافت رسی
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن بختیشوع کفرطابی . پزشک و کحال قرن پنجم هجری . رجوع به علی کفرطابی شود.