بختیاروندلغتنامه دهخدابختیاروند. [ ب َ وَ ] (اِخ ) طایفه ای از هفت لنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 75). از ایلات بختیاری وتابع هفت لنگ است و از شعبات آن است : منجزی ، علاءالدین
لروزنیلغتنامه دهخدالروزنی . [ ل ُزِ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ بختیاروند هفت لنگ . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 75). رجوع به بختیاروند شود.
سهرولغتنامه دهخداسهرو. [ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ بختیاروند هفت لنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 75).
گنداییواژهنامه آزاد(لری بختیاری) گُندایی؛ نام طایفه ای از قوم لر بختیاری و ایل بهداروند (بختیاروند) است. گندا به معنی بزرگ و قوی است.
ابومنصورلغتنامه دهخداابومنصور. [ اَ م َ ] (اِخ ) بختیاربن ابی الحسن ملقب به عزالدوله . رجوع به بختیار... شود.
ابومنصورلغتنامه دهخداابومنصور. [ اَ م َ ] (اِخ ) عزالدوله بختیاربن معزالدوله ابوالحسین احمدبن بویه دیلمی . او در شصت وسه سالگی به سال 367 هَ . ق . در جنگ با پسر عم خویش عضدالدوله کش