بختنلغتنامه دهخدابختن . [ ب ُ ت َ ] (مص ) (پهلوی و مصدر دوم آن بزشن ). رهائی بخشیدن و نجات دادن . رستگاری بخشیدن . و از این مصدر است نامهای سبخت ، چهاربخت ، مرابخت ، بختیشوع ، ی
بختنصرلغتنامه دهخدابختنصر. [ ب ُ ت ُ ن َ /ب َ ت َ ن َص ْ ص َ ] (اِخ ) (...دوم ) از پادشاهان بزرگ بابل قدیم که از 604 یا 605 ق .م . تا 562 ق .م . در بابل حکمرانی کرده است و در کتاب
بختنصرلغتنامه دهخدابختنصر. [ ب ُ ت ُ ن َص ْ ص َ ] (اِخ ) (... اول ) از پادشاهان بابل که از سال 1146 ق .م . تا سال 1123 ق .م . در بابل پادشاهی کرده است . (از فرهنگ فارسی معین ).
بخت نرسهلغتنامه دهخدابخت نرسه . [ ب ُ ت ِ ن ِ س ِ ] (اِخ ) بخت النصر. (مجمل التواریخ و القصص ص 436). و رجوع به بختنصر شود.
بخت نرسیلغتنامه دهخدابخت نرسی . [ ب ُ ت ِ ن ِ ] (اِخ ) ابن البلخی در فارسنامه گوید اصل نام بخت النصر است . اما مصحف آن است . رجوع به تاریخ سیستان ص 34 و تاریخ گزیده ص 95 و رجوع به ب
بختنصرلغتنامه دهخدابختنصر. [ ب ُ ت ُ ن َ /ب َ ت َ ن َص ْ ص َ ] (اِخ ) (...دوم ) از پادشاهان بزرگ بابل قدیم که از 604 یا 605 ق .م . تا 562 ق .م . در بابل حکمرانی کرده است و در کتاب
بختنصرلغتنامه دهخدابختنصر. [ ب ُ ت ُ ن َص ْ ص َ ] (اِخ ) (... اول ) از پادشاهان بابل که از سال 1146 ق .م . تا سال 1123 ق .م . در بابل پادشاهی کرده است . (از فرهنگ فارسی معین ).