بختفرهنگ مترادف و متضاد۱. اختر، اقبال، دولت، سرنوشت، شانس، طالع، ۲. بهره، نصیب، قسمت ۳. بختک، عبدالجنه، کابوس
بختلغتنامه دهخدابخت . [ ب َ ] (اِ) نام جانورکی است شبیه به ملخ . (برهان قاطع) (فرهنگ رشیدی ). جانوری بود شبیه به ملخ . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). جانوری شبیه ملخ اما بدون
بختلغتنامه دهخدابخت . [ ب َ ] (معرب ، اِ) حظ. (نصاب الصبیان ) فارسی معرب است . (از اقرب الموارد). این کلمه را عرب از فارسیان گرفته است به معنای جد و حظ است . (از المزهر سیوطی )
بَخْتگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی آینده ، امید ، سرنوشت ، در آیین گبری نام ستاره ای که با تولد هر نوزاد متولد میشود و با مرگ او بی سو میشود و میمیرد.