فاجهلغتنامه دهخدافاجه . [ ج َ / ج ِ ] (اِ) دهان دره . بیرون شدن بخارات است از راه دهن . ابونصر نصیرای بدخشانی گوید : ساقی ز شیشه ریز به ساغر شراب ناب خصم نشاط فاجه و خمیازه شد م
آزمون مقاومت به دُژدود اسیدیacid fume resistance testواژههای مصوب فرهنگستاننوعی آزمون برای تعیین مقاومت به خوردگی پوششها که در آن صفحههای فلزی پوششدار در اتاقک بستۀ حاوی بخارات اسیدی برای مدت زمان مشخص و در دمای محیط قرار میگیرند