بتنلغتنامه دهخدابتن .[ ب ِ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) بتون . یکی از انواع مصالح بنائی مرکب از سیمان و آب و ریگ و ماسه که به نسبت های خاص درهم آمیزند و چون اندکی بگذرد چون ساروج سخت و
بتنconcrete, bétonواژههای مصوب فرهنگستانمخلوط سیمان هیدرولیکی (hydraulic cement) و سنگدانههای ریز و متوسط و درشت و آب، همراه یا بدون مواد افزودنی یا الیاف یا دیگر مواد سیمانی
بطنلغتنامه دهخدابطن . [ ب َ طَ ] (ع اِ) بیماری شکم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رنج شکم از پرخوردن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
بطنلغتنامه دهخدابطن . [ ب َ طَ ] (ع مص ) کلان شکم گردیدن . (منتهی الارب ). بزرگ شدن شکم از پرخوردن . (از ناظم الاطباء). بزرگ شدن شکم از سیری . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الم
بطنلغتنامه دهخدابطن . [ ب َ ] (ع مص ) نهان شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بطون . (اقرب الموارد). رجوع به همین مصدر شود. || اثر کردن بیماری در باطن کسی :
بطنلغتنامه دهخدابطن . [ ب َ طِ ] (ع ص ) توانگر متکبر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مالدار متکبر. (آنندراج ). || بنده ٔ شکم و عبدالبطن . (ناظم الاطباء). بنده ٔ شکم . (منتهی ال
بطنلغتنامه دهخدابطن . [ ب ُ طُ ] (ع اِ) ج ِ بِطان . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به بطان شود. || دانه ای است مانند عدس . (آنندراج ).
بتن ریزیلغتنامه دهخدابتن ریزی . [ ب ِ ت ُ ] (حامص مرکب ) ترکیب سیمان و آب وریگ و ماسه برای ساختمان کردن . ساختن بتن . || قرار دادن و ریختن بتن در پایه و بنلاد بنایی .
بتن محافظshielding concreteواژههای مصوب فرهنگستانبتنی که به عنوان یک سپر زیستی برای تضعیف یا جذب تابشهای هستهای و امثال آن به کار میرود
بتن اختلاطترکیبیshrink-mixed concreteواژههای مصوب فرهنگستانبتن آمادهای که تولید آن فرایندی ترکیبی است، یعنی بخشی از فرایند مخلوط کردن در مخلوطکن ثابت و ادامة آن در مخلوطکن کامیونی انجام میشود