مصاحبه با لغزشگرlapse interviewواژههای مصوب فرهنگستانمصاحبه با مُراجع برای بررسی علل لغزش و با هدف پیشگیری از بازگشت او به اعتیاد
بالغتنامه دهخدابا. (اِ) ابا. باج (در تعریب ) بمعنی آش . این کلمه مضاف باسامی آشها آید مانند: ماست با و زیره با و کدوبا وامثال آن . (برهان ) (هفت قلزم ). بمعنی آش است بمعنی سکب
بالغتنامه دهخدابا. (از ع ، اِ) ابا. یکی از اسماء سته است در حالت نصبی برای «ابو». و در متون قدیم فارسی غالباً در اول کنیه ها بجای «ابا...» بتخفیف «با» آورده اند: باحفص ، باجعف
بالغتنامه دهخدابا. (حرف ) باء. بی . (فا. وا. ابا). حرف دوم از حروف تهجی است و در حساب جمل و نیز حساب ترتیبی نماینده ٔ دو (2) باشد. رجوع به «ب » شود.
مصاحبه با لغزشگرlapse interviewواژههای مصوب فرهنگستانمصاحبه با مُراجع برای بررسی علل لغزش و با هدف پیشگیری از بازگشت او به اعتیاد
گسلش فراشکنdécollement 2/ decollement 2واژههای مصوب فرهنگستانچینخوردگی یا گسلش لایههای رسوبی با لغزش بر روی سنگهای زیرین
لغزیدهچینهolistostromeواژههای مصوب فرهنگستاننهشتهای واریزهای از مواد ناهمگنِ درآمیخته، مانند قطعهسنگ و گِل، که بهصورت تودهای نیمهشاره با لغزش گرانشی در زیر دریا (submarine gravity sliding) یا لخشیدن
لغزیدهسنگolistolithواژههای مصوب فرهنگستانقطعهسنگهای غیربومی (exotic blocks) یا دیگر تودههای سنگی، معمولاً بزرگتر از 10 متر، که با لغزش گرانشی در زیر دریا (submarine gravity sliding) یا لخشیدن (slum