باارزلغتنامه دهخداباارز. [ اَ ] (ص مرکب ) پرقیمت . گرانبها. ارجمند : یکی را ز گردنکشان مرز دادسپه را همه چیز باارز داد. فردوسی .ورا زود سالار لشکر کنیم بدین مرز باارز مهتر کنیم .
بسته با ارزش اظهارشدهinsured parcel, colis avec valeur déclarée (fr.)واژههای مصوب فرهنگستانبستهای پُستی که معادل ارزش اظهارشدۀ آن بهوسیلۀ فرستنده بیمه میشود
مهمانخانۀ ارزان با خدمات محدودeconomy/limited-service hotelواژههای مصوب فرهنگستانمهمانخانهای که با بسنده کردن به ارائۀ سطحی از خدمات که تنها به رعایت پاکیزگی و دلپذیری و ارزانی اتاقها و تأمین نیازهای اولیۀ مهمانان تأکید دارد و تعرفهها را